Ejemplos de uso
En esta página se pueden encontrar muchos ejemplos de frases traducidas que contienen "locutor" desde Español a persa.
Motor de búsqueda de traducciones. Ejemplos son introducidos por los usuarios y también recogidos de sitios web externos..
10 Ejemplos frases
- امید است در برابر آنچه از عمر مال و ثروت در دنیا واگذاشته ام کار شایسته ای انجام دهم. به او می گویند این چنین نیست که می گویی بدون تردید این سخنی بی فایده است که او گوینده آن است و پیش رویشان برزخی است تا روزی که برانگیخته می شوند.
- گوینده این درباره مبارزات برای آزادی ست. این درباره کودکانیست که به خیابانها نگاه می کنند می جنگند فریاد میزنند نلسون ماندلا را آزاد کنید این درباره اتحادی ست که اسلحه ها یشان را به زمین گذاشتند و خواستار آزادی هستند. بله بله
- محتوای جاری تخته یادداشت را صف می کند تا گفته شوند و وضعیت آن را به صورت انتظار تنظیم می کند . اگر کار در فهرست بالاترین است گفتن را آغاز می کند . کار با بالاترین گوینده در تب گویندگان گفته می شود .
- نام پرونده را به شما اعلان و محتوای پرونده را برای گفتن به صف می کند . باید پیش از این که کار قابل گفتن شود دکمۀ ازسرگیری را فشار دهید . کار به وسیلۀ بالاترین گوینده در تب گویندگان گفته می شود .
- تشویق تماشگران گوینده خبر خوب اینه که آنها دیر تر به پائن صحنه میروند گوینده خبر خوب اینه که آنها دیر تر به پائن صحنه میروند ما ده دقیقه وقت داریم تشویق ناتالی بسیار خوب مطمئنا
- باشد که در آنچه فروگذار کرده ام کاری شایسته پیش گیرم حاشا این سخنی است که او ظاهرا گوینده آن است و پیشاپیش آنان زندگی برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند
- شاید کرداری شایسته کنم در آنچه بازگذاردم نه چنین است همانا آن است سخنی که او است گوینده آن و از پشت سر آنان است برزخی دیواری تا روزی که برانگیخته شوند
- از گویندۀ جدید در صورت برآورده شدن شرایط بالا استفاده می شود . گویندۀ پیش فرض در تب گویندگان بالاترین است . دکمه را فشار دهید تا یک گوینده انتخاب شود .
- پس ازیک دادرسی با قاضی و هیات منصفه و گفتن اظهاراتی منتقدانه که علیه دوست و گوینده حقیرتان بیان شد اون به 14 سال حبس در استاجا با شماره84 اف محکوم شد
- و هر کس از آنان بگوید من هم معبودی غیر از اویم دوزخ را به آن گوینده کیفر می دهیم و ستمکاران را این گونه مجازات می کنیم.
Como entradas de diccionario locutor en persa
sinónimos locutor en persa
گوينده late نميشنوم. night گوييد