Ejemplos de uso
En esta página se pueden encontrar muchos ejemplos de frases traducidas que contienen "imponente" desde Español a persa.
Motor de búsqueda de traducciones. Ejemplos son introducidos por los usuarios y también recogidos de sitios web externos..
10 Ejemplos frases
- پس از آنکه حق بودن انگیزه های رفتنت به جنگ بدر روشن شد با تو در این حق روشن و آشکار مجادله و ستیزه می کنند تا رأی خود را در ترک جنگ به عنوان اینکه جنگی نابرابر است تحمیل کنند چنان از شرکت در جنگ ترسیده بودند که گویا به سوی مرگ رانده می شوند و آن را با چشم خود می بینند
- یا این که تو از آنان اجر و پاداشی در مقابل ابلاغ رسالت خود بدیشان میخواهی و همچون بار گرانی بر دوش آنان سنگینی می کند م غ ر م غرامت. زیان. تاوان. خسارت نگا توبه 98 . مصدر میمی است. م ث ق ل ون سنگین باران. بار گرانان. از مصدر إثقال به معنی تحمیل مشقت و بار گران است.
- در کنار این گلدان سفالی تحمیل امضاء مونه که نشانه ای برای مرد است. این گلها آرزویی و تمایلی را فرا می خوانند رنگ صورتی دلالت کنند وسوسه انگیز رنگ چهره و لبهای زن است گلهای زنبق مسیر نگاه خیره زن را دنبال میکند دو شاخه گل ر ز نماد شورو اشتیاق عاشقانه هستند.
- موسی گفت مرا به خاطر فراموش کردن توصیه ات بازخواست مکن و در کارم که یادگیری و پیروی از تو است بر من سخت مگیر. لا ت ر ه ق ن ی بر من تحمیل مکن نگا کهف 80 . م ن أ م ر ی در کارم. مراد کار تعل م و پیروی موسی از خضر است. ع س را سختی. دشواری.
- و ام ا آن کودک که او را کشتم پدر و مادرش باایمان بودند و اگر زنده می ماند می ترسیدیم که سرکشی و کفر را بدانان تحمیل کند و ایشان را از راه ببرد . ی ر ه ق ه م ا بر ایشان تحمیل کند. به طغیان و کفرشان کشاند نگا کهف 73 .
- نویسندگان این فیلم نه قصد بازسازی تاریخی را دارند بزارید فقط حقیقتی از کارهای انجام شده را به شما تحمیل کنیم اما با در آمیختن حوادث واقعی و افراد خیالی یک نقاشی اب رنگ از خشونت و تسلیم بر روی گچ ایجاد کنم
- تمام این بحثها درمورد این موضوع فقط نتیجه دوری جوانان امروز از مفهوم واضح خوب و بد است و نتایج ارزشهای غلطی است که فرهنگ پاپ تحمیل کرده است.
- به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده اجازه جهاد داده شده است چرا که مورد ستم قرار گرفته اند و خدا بر یاری آنها تواناست.
- نفیسه که عکس خودش را با حجاب منتشر کرده می نویسد حتی اگر خودم هم حجاب داشته باشم حق ندارم آن را به دیگران تحمیل کنم.
- ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهانمان و آنچه را از سحر بر ما تحمیل کردی ببخشاید و خدا بهتر و پایدارتر است
Como entradas de diccionario imponente en persa
sinónimos imponente en persa
ابهت شکوه العاده درشتي شلبيويل